خرس قرمز
سلام خوبین؟ دیدین حالا خوش قولیم و هر روز پست جدید میزاریم......پس بخونید از انجایی که مامان من رفته مسافرت دایی میثم تو خونه تنها میمونه و من هم هر روز غذا درست میکنم و همگی باهم خونه مامانم اینا غذا میخوریم. دو روز پیش برای ناهار خوردن رفتیم خونه مامانم اینا ولی کمی بعد بابای ,باباش بیتا زنگ زد که ما دم خونتونیم شما کجایین ؟ که ما هم گفتیم و اونا هم اومدن دم در مامانم اینا وچون من داشتم غذا میکشی...
نویسنده :
میثم ومینا
15:30




